X
تبلیغات
مجتمع فنی
رایتل

مـسـجـدسـلـیـمـان
 
عکسهایی از مسجدسلیمان، شهر اولین های شیرین و تلخ

با یاد و نام خدا

این آدرس وبلاگهای من است 

WWW.MI-S.BLOGFA.COM

WWW.MI-S.BLOGSKY.COM

WWW.MISEMAN.MIHANBLOG.COM



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 10 تیر 1394 توسط هوشنگ بهرامی

  با یاد و نام خدا 

  عکسی از مسجدسلیمان - ساختمان قدیمی دبستان پاسدار  



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 8 شهریور 1395 توسط هوشنگ بهرامی

  با یاد ونام خدا

  پیامی از یک همکار و همشهری

  یکی از همشهریها پس از دیدن عکسهای دبستان سعدی، پیام زیر را گذاشتند که عین آن را آورده ام. باور کنید از اینکه کار من سبب رضایت خاطر یکی از همکاران شده، بسیار خوشحالم. کاش این دوست عزیز آدرسی از خودشان می دادند تا با ایشان ارتباطی داشته باشم. به هرحال خوشحالم وبرای این همکار و همشهری خوبم آرزوی سلامتی و شادکامی دارم. 

  جمعه ۲۲ مرداد۱۳۹۵ ساعت: 15:0

  نمیدونین چقدر ازدیدن عکسهای دبستان سعدی خوشحال شدم ،نمیدونین چقدرازشوق اشک ریختم،نمیدونین چقدرشبا رویای این دبستان وخاطراتش منو سرگرم میکنه،نمیدونین که عشق به این مدرسه ومعلمای خوب اون منو معلم کرد وحالاکه بازنشسته شدم آرزودارم زمان به عقب برگرده ومن یه باردیگه دانش آموز این مدرسه بشم......انشاالله هرآرزویی دارین برآورده بشه



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 مرداد 1395 توسط هوشنگ بهرامی

  با یاد و نام خدا 

  عکسهایی از مسجدسلیمان - دبستان 12 فروردین   

  

 

 

 

 

  دو عکس آخر با فاصله ی زمانی تقریبا نیم قرن گرفته شده اند. عکس ماقبل آخر حدود سال 1340 و عکس آخر را خودم سال 1389 گرفتم. یک مقایسه ی ساده نشان می دهد که این ساختمان حتی اگر همان سال 1340 ساخته شده باشد، 50 سال است که استفاده می شود. شاید یک رکورد باشد ولی به مسئله ی ایمنی ساختمان هم باید توجه کرد.



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 مرداد 1395 توسط هوشنگ بهرامی

   با یاد ونام خدا 

  یکی از همشهریان عزیز پیامی روی وبلاگ گذاشتند که عین پیامشان را در اینجا می آورم: 

  (سلام معلمان زیادی در مسجد سلیمان زحمت کشیدن لطف کنین عکس های ببیشتری از معلمان قدیم و کسانیکه در اداره کار می کردن بزارین ).  

  در جواب این دوست عزیز باید عرض کنم که اگر عکسی از همکاران داشته باشم، خصوصا همکاران قدیمی، با اجازه ی خودشان روی وبلاگ خواهم گذاشت. امیدوارم اگر عکسی دارید برایم بفرستید تا از آن استفاده کنم. 

  ایمیل من هم این است :  torkdez@gmail.com



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 21 مرداد 1395 توسط هوشنگ بهرامی

  با یاد و نام خدا

  تسلیت واژه ی کوچکی است برای غمی بزرگ

  باز هم غم و اندوه از دست دادن یک برادر، دوست و همکار در دلها نشست و یکی دیگر از همکاران فرهنگی، دوست و همکار خوبم سید منصور صالحی دارفانی را وداع گفتند.

  زنده یاد سید منصور صالحی سالها در مدارس مختلف مسجدسلیمان به کار اشتغال داشتند. اولین بار در سال 1371 که مدیریت دبیرستان بزرگسالان حضرت رسول (ص) مسجدسلیمان  به من واگذار شد، محل دبیرستان در مدرسه ی راهنمایی انقلاب بود و سید منصور در آن زمان سرایداری این آموزشگاه را به عهده داشتند. در آن زمان و بعد از آنکه من هم از آنجا رفتم، ایشان با دیگر مدیران آموزشگاه همکاری خوبی داشتند و هیچگاه صورت همیشه بشاش و تلاش زیاد این دوست خوب را فراموش نخواهم کرد. این برادر خوب در حادثه ی رانندگی به شدت آسیب دیده و چتد روز قبل در بیمارستان طالقانی اهواز، فوت کردند.

  درگذشت این برادر بزرگوار و این همکار قدیمی را به خانواده ی آن مرحوم و به همکارانم در اداره ی آموزش و پرورش مسجدسلیمان تسلیت می گویم. برای آن زنده یاد آمرزش و مغفرت الهی و برای خانواده و یازماندگان، صبرو سلامتی آرزومندم.



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 مرداد 1395 توسط هوشنگ بهرامی

  با یاد و نام خدا 

  عکسهایی از دبستان سعدی مسجدسلیمان 

  دبستان سعدی در محله ی پشت برج مسجدسلیمان از مدارس قدیمی این شهر است. از مدیران قدیمی این دبستان می توانم از برادر خوبم آقای حاجت شجاع خو یاد کنم. متاسفانه این دبستان قدیمی تعطیل شده و به وضعیتی درآمده که خود شما در تصاویر می توانید ببینید.   

 

  

 

 

 



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 31 تیر 1395 توسط هوشنگ بهرامی

   با یاد و نام خدا 

   عکسی از مسجدسلیمان 

   این عکس را 14 شهریور 1394 روی وبلاگ گذاشته بودم. امروز یکی از همشهریان خوبم به نام آقای نظریان با من تماس گرفتند و گفتند که این ساختمان در اختیار مستوفی زاده مسئول گاراژ شرکت نفت یا به قول امروزی ها، ترابری شرکت نفت مسجدسلیمان قرار داشت. من هم مطلبم را اصلاح کرده و از ایشان هم به خاطر یادآوریشان تشکر می کنم. 

  

عکسی از بنگله ی فدیمیدر مسیرجاده ی فرودگاه قدیمی مسجدسلیمان 



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 22 تیر 1395 توسط هوشنگ بهرامی

  با یاد و نام خدا 

  یک عکس 

  سلام دوستان عزیز این عکس را دوستی در اختیار من گذاشت و پرسید: این سینمای تابستانی در کدام شهر قراردارد؟ من نتوانستم تشحیص دهم. امیدوارم دوستانی که اطلاعی در مورد محل این سینما دارند به من هم بگویمد. بی نهایت ممنون خواهم شد 



نوشته شده در تاریخ جمعه 11 تیر 1395 توسط هوشنگ بهرامی

   با یاد و نام خدا 

   عکسی و خاطره ای 

 

 

 

  سال قبل در محل دبستان غیردولتی که مشغول کار هستم، با آقای گرامی که از همشهریهایم هستند آشنا شدم.ایشان فرزند زنده یاد گرامی از مدیران قدیمی مدارس مسجدسلیمان هستند. مرحوم گرامی اولین مدیری بودند که من در ابتدای استخدامم با ایشان کار کردم و به جرات می گویم پس از دبیران خوب دانشسرای مقدماتی، بیشترین چیزهایی را که در زندگ ی شغلیم نیاز داشتم، از این بزرگوار یاد گرفتم.

  یادم می آید در ابتدای مهرماه 1352 و پس از انجام آزمایشات پزشکی به دایره ی آموزش ابتدایی اداره ی آموزش و پرورش مسجدسلیمان معرفی شدیم. روز پنجشنبه پنچم مهرماه 1352 حدود ساعت یازده صبح ابلاغ مرا برای دبستان دکتر شریعتی ( ششم بهمن سابق ) در محله ی چهاربیشه به دستم دادند و تاکید پشت تاکید که حتما امروز به دبستان تحویل دهیم. من هم با شوق زیاد وکمی دلهره به آنجا رفتم.

  در بدو ورودم به آقایی برخوردم و از ایشان محل دفتر دبستان را پرسیدم که از من پرسیدند: چه کار دارید؟ ابلاغم را به ایشان نشان دادم و دیدم با رویی گشاده جواب دادند: من گرامی هستم، مدیر مدرسه و سپس ابلاغم را به همکار دیگری دادند تا در دفتر اندیکاتور ثبت و شروع به کار مرا به اداره اعلام نمایند. همکار دوم که بعدها نامشان را انستم، آقای درعلی زاده بودند که فکرکنم فوت کرده اند خدایشان بیامرزد. سرایدار مدرسه هم مرحوم کریم کاهکش بودند که هیچ وقت کری هایی که با همکاران خصوصا مرحوم خیری داشتند، فراموش نمی کنم.

  خلاصه مرحوم گرامی به من گفتند امروز پنجشنبه است و شما روز شنبه صبح که نوبت سازمان پسر است به مدرسه تشریف بیاورید. در آن زمان مدارس دو سازمانه و معمولا هفته ی اول دخترها نوبت صبح بودند.

  روز شنبه هفتم مهرماه که اتفاقا روزتولدم هم بود، با شوق، دلهره و کمی هم خجالت به مدرسه مراجعه کردم. مرحوم گرامی ضمن معرفی من به دیگر همکاران پرسیدند: چه کلاسی دوست داری تدریس کنی؟ من هم جواب دادم: پنجم. ایشان هم با خوشرویی جواب دادند اتفاقا ما هم معلم پنجم نیاز داریم. سپس دانش آموزان پایه ی پنجم را به اصطلاح کلاس بندی کرده و کلاس پنجم ب را به من دادند. دیگر همکاران پایه ی پنجم زنده یاد گودرز خیری و آقای علیزاده بودند. همکاران پایه های دیگر را هم به تدریج شناختم، آقای هوشنگ بابادی شوراب که به تازگی از شهرکرد منتقل شده و اتقاقا ساکن محله ی بازار چشنه علی یعنی هم محله ی من بودند، آقای قاسمی ( بهفر ) زنده یاد قرامرز علی محمد گوشه، آقای آذری، آقای هفشیجانی و بقیه را متاسفانه به خاطر نمی آورم و چند نفر همکار زن هم داشتیم که از بردن نامشان معذورم. معاونین هم مرحوم زالی کاهکش و آقای ایسوند بودند.

  کار درکنار مدیری همچون زنده یاد گرامی سبب شد تجربیات زیادی خصوصا در ارتباطات اجتماعی و کاری کسب کنم که ترکیب این تجربیات با آنچه در دانشسرا از دبیران خوبم فرا گرفته بودم سبب شد در کارم موفقیتی به دست آورم. باور کنید کار با آموزگار تازه کار نیاز به تجربه ای دارد که این بزرگمرد داشتند و این ارتباط سبب شد که خیلی زود با جو مدرسه و کار خو بگیرم.

  برای زنده یاد گرامی مغفرت الهی و برای بازماندگانشان سلامتی آرزو دارم.



نوشته شده در تاریخ جمعه 28 خرداد 1395 توسط هوشنگ بهرامی

  با یاد و نام خدا 

  عکسهایی از مسجدسلیمان - دبستان سرباز 

   

  

  یاد روزهایی که با همکاران در این مدرسه جمع شده و مسابقات تنیس روی میز برگزار می کردیم، جهانبخش پروینی، عباس سلیمانی، زنده یاد خسروی و ....، و به راستی که یاد آن روزها بخیر.



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 خرداد 1395 توسط هوشنگ بهرامی

  با یاد و نام خدا 

  عکسهایی از مسجدسلیمان - دبیرستان حجاب ( شهدخت سابق ) در محله ی بازار چشمه علی  

  

 

 

 

 

  این عکس آخری حدود سال 1340 گرفته شده و محدوده ی دبیرستان را نشان می دهد. زمانی که مسابقات والیبال دبیرستانها بود، ما روی دیوار کوتاه دبیرستان می نشستیم و نگاه می کردیم. یادش بخیر



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 13 خرداد 1395 توسط هوشنگ بهرامی

  با یاد و نام خدا

  تسلیت واژه ی کوچکی است برای غمی بزرگ

  باز هم غم و اندوه از دست دادن یک برادر، دوست و همکار در دلها نشست و یکی دیگر از همکاران قدیمی دارفانی را وداع گفتند.

هفته ی گذشته دوست و همکار خوبم آقای کریم رضایی فوت کردند. زنده یاد کریم رضایی در سمتهای مختلفی همچون معاونت آموزشی اداره ی آموزش و پروش مسجدسلیمان، معاونت پرورشی ناحیه ی یک آموزش و پرورش اهواز، ریاست اداره ی آموزش و پرورش بندر امام، فرماندار ایذه، فرماندار فارسان، عضویت درشورای شهر فولادشهر، عضویت تعاونی فرهنگیان مسجدسلیمان و سالها نیز در دبیرستانهای مسجدسلیمان به تدریس مشغول بودند.

  درگذشت این برادر بزرگوار و این همکار قدیمی را به خانواده ی آن مرحوم و به همکارانم در اداره ی آموزش و پروش مسجدسلیمان تسلیت می گویم. برای آن زنده یاد مغفرت الهی و برای یازماندگان صبرو سلامتی آرزومندم.



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 12 خرداد 1395 توسط هوشنگ بهرامی

  با یاد و نام خدا

  تسلیت واژه ی کوچکی است برای غمی بزرگ

  باز هم غم و اندوه از دست دادن یک برادر، دوست و همکار در دلها نشست و یکی دیگر از فرهنگیان قدیمی آموزش و پرورش مسجدسلیمان دارفانی را وداع گفتند.

  زنده یاد حیدرقلی کاوش ( کاهکش پور ) از فرهنگیان قدیمی و از پیشکسوتان آموزش و پرورش بودند که عمری را در راه اعتلای آموزش و پرورش این مرزوبوم سپری کرده و سالها در سمتهای مختلف در مسجدسلیمان خدمت کردند.

  درگذشت این برادر بزرگوار و این همکار قدیمی را به خانواده ی آن مرحوم و به همکارانم در اداره ی آموزش و پروش مسجدسلیمان تسلیت می گویم. برای آن زنده یاد مغفرت الهی و برای یازماندگان صبرو سلامتی آرزومندم.



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 4 خرداد 1395 توسط هوشنگ بهرامی

  با یاد و نام خدا

  تسلیت واژه ی کوچکی است برای غمی بزرگ

  باز هم غم و اندوه از دست دادن یک برادر، دوست و همکار در دلها نشست. چند هفته قبل یکی دیگر از فرهنگیان قدیمی آموزش و پرورش مسجدسلیمان دارفانی را وداع گفتند.

  زنده یاد غلامرضا محمدی از همکاران خوب ما سالها در قسمتهای مختلف آموزش و پرورش خدمت کردند. مدتها در سمت دبیر علوم تجربی در مدارس شهرستان مشغول کار بودند، مدتی هم در پست مدیریت و معاونت مدارس و چندسالی هم معاونت پرورشی اداره ی آموزش وپرورش مسجدسلیمان را برعهده داشتند.

  برای این برادر عزیز مغفرت الهی وبرای بازماندگان صبر و سلامتی آرزو دارم.



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 7 اردیبهشت 1395 توسط هوشنگ بهرامی

   با یاد و نام خدا 

   با تبریک سال نو به همه ی همشهری های خوبم در هر جا که هستند. برایتان شادکامی، تندرستی و سالی خوب و سراسر شادکامی آرزو دارم. 

   عکسی از  رِبِل های قدیمی را روی وبلاگ می گذارم. هم سن و سالهای من به خوبی این ها را به یاد دارند و می دانم مثل من بارها برای داشتن یک جفت از آنها آه کشیده اند.  

   



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 فروردین 1395 توسط هوشنگ بهرامی

  

 

 

  با یاد و نام خدا

  فرارسیدن بهار، نو شدن سال، تحول طبیعت و عید سعید نوروز را به همه ی همکاران فرهنگی بخصوص همکارانم درآموزش و پرورش مسجدسلیمان و همکاران بازنشسته تبریک می گویم. برای همه ی عزیزان سالی سراسر سلامتی آرزومندم و امیدوارم در پناه حق شادکام و بهروز باشید.

  آرزو کنیم خداوند به همه ی بیماران خصوصا همکاران بیمارمان شفای عاجل عنایت فرماید.

  جا دارد در این ابتدای سال جدید یادی هم از دوستانی بکنیم که دیگر در میان ما نیستند. زنده یادان ارزانی، اولیایی، نیکمهر، حقیقی، شیرعلیزاده، قنبریاوری، زالی کاهکش، یدالله بابادی و ....، و برایشان مغفرت الهی را آرزو کنیم.



نوشته شده در تاریخ جمعه 28 اسفند 1394 توسط هوشنگ بهرامی

  با یاد و نام خدا

  به یاد همه ی پدرهای دنیا  

  به یاد وجودی که همیشه و در طول زمان، هر مذهب، مسلک و مرامی وی را ستوده و در وصفش سخن ها سرداده است، آری پدر که در بیان بزرگی و عظمتش زبان قاصر است. تنها یک بیت شعر از شیخ اجل سعدی را یافتم که به خوبی ارزش و اهمیت این وجود ذیجود را در زندگی هر کسی نشان می دهد :

                            من آنگه سر تاجور داشتم      که سر برکنار پدر داشتم

  نوزدهم اسفند ماه سالگرد بزرگ انسانی است که هرچه در زندگیم دارم از پرتو وجود اوست . افسوس که قدرش ندانستم و ندانستیم و کاش مرا به خاطر تمام کوتاهی هایی که در حقش روا داشتم ببخشد که اگر نبخشد، خداوند هم مرا نخواهد بخشید. بیایید تا پدر و مادر در کنارمان هستند قدرشان را بدانیم که پس از رفتنشان، دیگر هیچ چیزی جای خالیشان را پر نمی کند.

  نوزدهم اسفندماه سالگرد فقدان عزیزی است  که یادش و نامش همیشه در ذهنم باقی است. هنوز هم وقتی به خانه ی پدریم در مسجدسلیمان می روم و عکس پدرم را بربالای تختخوابی که محل استراحتش بود می بینم، حس می کنم هنوز هم هست و نگران وضعیت خانواده است.

  نوزدهم اسفند سالروز فوت پدرم است. بدیهی است من هم همانند همه، پدرم را ارزشمندترین و بزرگترین فرد زندگیم بنامم.. امروز که با مشکلات زندگی خصوصا مشکل زندگی فرزندانم روبرو هستم، بهتر می توانم ارزش کارهایش را درک کنم و بهترمی توانم بفهمم چه تلاشی کرد و چه دغدغه ی خاطری داشت.

  یکبار گفته ام که این شعر ( بیت ) زنان بختیاری هنگام گاگِرِو، بهتر از هر گفته ای مقام پدر را نشان می دهد، آنجا که با هم می خوانند: 

                             بوودارُن اَی  بوودارُن، بُم نکنین ناز    بوو داشتُم فَرخ بِه همه داشت

  برای همه ی پدران عمر مفید آرزو کرده و امیدوارم سایه شان همیشه برسر فرزندانشان باشد.

  این پیام را دوست خوبم آقای فرهادیان برایم فرستادند که من هم عینا آن را در دنباله ی مطلبم می آورم.

  پدر دستشو گذاشت رو شونه پسرش و ازش پرسید تو قویتری یامن؟ پسر گفت: من. پدر با کمی دلشکستگی دوباره پرسید: تو قویتری یا من؟ پسر گفت: من. پدر با دلی گرفته با یاد همه ی زحماتی که کشیده بود دستشو از روی شونه ی پسرش برداشت،  دو قدم دورتر رفت و پرسید: تو قویتری یا من؟ پسر گفت شما. پدر گفت: چرا حرفت عوض شد؟ پسر جواب داد: وقتی دستت روی شونه ی من بود فکر می کردم دنیا پشتمه.

  به قول یکی از دوستان که در پیامش به مناسبت روز پدر نوشته بود " به یاد اولین بوسه ای که پدربرگونه مان زد و مانفهمیدیم و به یاد آخرین بوسه ای که ما برگونه اش زدیم و او متوجه نشد، یاد همه ی پدران را گرامی بداریم چه آنانی که هستند که برایشان سلامتی و عمر باعزت آرزو کنیم و چه آنان که نیستند و رخ در نقاب خاک کشیده اند، برایشان مغفرت الهی را طلب کنیم.

برای پدرم و تمامی پدرانی که دیگر در بین مانیستند، آمرزش و مغفرت الهی را آرزومندم.                آمین  

 

برچسب‌ها: سالگرد، پدر، یاد


نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 18 اسفند 1394 توسط هوشنگ بهرامی

  با یاد و نام خدا

  تسلیت واژه ی کوچکی است برای غمی بزرگ

  باز هم غم و اندوه از دست دادن یک برادر، دوست و همکار در دلها نشست. چند هفته قبل یکی دیگر از فرهنگیان قدیمی آموزش و پرورش مسجدسلیمان دارفانی را وداع گفتند.

  زنده یاد رضا باورصاد که از همکاران خوب من بودند، در ابتدای خدمت در شهرستان لالی خدمت می کرده و سپس به مسجدسلیمان منتقل و بقیه ی مدت خدمت را در مسجدسلیمان گذرانده و در سال 1375 بازنشسته گردیدند.

  در تمام مدتی که ایشان را می شناختم همیشه با چهره ای خندان و بشاش با همه روبرو می شد و هنوز هم نمی توانم فقدان او را باور کنم.

  درگذشت این دوست و برادر و همکار گرامی را به همکارانم در اداره ی آموزش و پرورش مسجدسلیمان وخانواده ی گرامی ایشان تسلیت می گویم. از درگاه خداوند برای این برادر خوب مغفرت الهی وبرای بازماندگان صبر وسلامتی آرزو دارم.   



نوشته شده در تاریخ شنبه 15 اسفند 1394 توسط هوشنگ بهرامی

  با یاد و نام خدا 

  عکسهایی از همکاران - دبستان شریعتی مسجدسلیمان 

 

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 4 دی 1394 توسط هوشنگ بهرامی
   1      2      3      4      5      ...      20    >>

 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  

  • بک لینک
  • راسو
  • ضایعات